تبليغاتX
از راوی

از راوی

من فقط یک راوی ام
بازهم در به دری و خیلی چیزهایی از این دست ولی معجزه بر می آید
 

مث اینکه قرار نیست این فیلتذینگ دست از سر ما برداره با دات آی آر نفسی می کشیدیم که اون هم پرید

قرار بود قسمت سوم فیلم داستانمو اینجا بزنم ولی اون هم به توصیه دوستان فعلا بی خیالش شدم تمومش می کنم  بعد پی دی افش می کنم برای هر کدوم از دوستانی که می خوانش میلش می کنم گمونم اینجوری بهتر باشه این بار می خوام یه داستان مینی مال بزنم

می زنم

( کبی )

 

 

 

نگهداری ازش سخت شده

_ آره نگهداری ازش سخت شده

_ باید یه فکری کرد

_ آره باید یه فکری کرد

_ بیا یه مدت بذاریمش پیش کبی

-         کبی ؟

-         آره

-         کبی کیه ؟

-         _ کبی   خواهر خیالیمونه

-         قبول میکنه

-         آره  قبول می کنه

-         خونه ش کجاست ؟

-         چامانس

-         چامانس؟

-         آره

-         از اینجا خیلی دوره

-         آره از اینجا خیلی دوره

-         پس باید بریم ترمینال

-         آره باید بریم ترمینال

-         من بیمارمان را کول کردم  توی راه بیمار قسمتی از پشت من بود  در ادامه همه پشت من شد من پشتم می خارید

 ترمینال چامانس نمی رفت ببخشید یعنی در ترمینال ماشینی نبود که چامانس برود

-         هی تاکسی در بست چامانس

-         چامانس ؟

 

_ خیلی دوره

همچین چیزی هست ؟

آره کبی اونجاست

شماها کله تون خرابه

_ ما کله مون خرابه

برگشتیم و به پرستاری بیمارمان ادامه دادیم تا وقتی کله مون خوب بشه 

 کبی از اینجا خیلی دوره خیلی

_

+نوشته شده در 86/10/21ساعت9:27 بعد از ظهرتوسط حسین شکر بیگی |